سلام ما به تو ای پادشاه درویشان چه میکنند ببین با تو این کجاندیشان تو آبروی شرف، آبروی مرگ شدی کتاب وحی تو بودی و برگ برگ شدی تو در عراقی و رو کردهای به سمت حجاز میان معرکه هم ایستادهای به نماز بخوان که دل به نوایی دگر نمیبندم که خورده تیر غمت بر دوازدهبندم چه با مرام شما کردهاند بیدینان هزار بار تو را سر بریدهاند اینان چه سود بعدِ تو چون برده، بندگی کردن حبابوار، یزیدانه زندگی کردن حسین گفتن و دل باختن به خویِ یزید بدا به غیرت ما کوفیانِ عصر
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه